الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

255

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

نيستى ، عرض كرد : قربانت ، مادرش زنى سنديّه و مشركه است ، فرمود : نمىدانى كه هر ملّتى دستور ازدواجى براى خود دارند ، از من دور شو ، گويد : من ديگر نديدم آن مرد به همراه امام راه برود تا آنكه مرگ ميان آنها جدائى انداخت . در روايت ديگر است كه : براى هر امّتى نكاح و ازدواجى است كه به وسيلهء آن از زنا خوددارى كنند . ( 1 ) 6 - رسول خدا ( ص ) فرمود : راستى اگر دشنام مجسّم شود ، نمونهء بدى باشد . ( 2 ) 7 - از امام صادق ( ع ) ، فرمود : در بنى اسرائيل مردى بود و تا سه سال پيوسته به درگاه خدا دعا كرد كه به او پسرى روزى كند و چون ديد كه خدا خواهش او را بر نياورد عرض كرد : پروردگارا ! من از تو دورم و سخن مرا نمىشنوى يا به تو نزديكم و به من پاسخ نمىدهى ؟ گوينده‌اى در خواب نزد او آمد و به او گفت : راستى تو سه سال است كه خدا را با زبانى هرزه و دلى سركش و ناپرهيزگار و نيّتى نادرست مىخوانى ، بايد از هرزه دارائى خود ببرى و دلت پرهيزكار گردد و نيّتت درست شود ، گويد : آن مرد چنين كرد و سپس به درگاه خدا دعا كرد و پسرى براى او زائيده شد . ( 3 ) 8 - از امام صادق ( ع ) كه رسول خدا ( ص ) فرمود : از بدترين بنده‌هاى خدا كسى است كه براى هرزه گوئى وى ،